هر چند این گزینهها در بعضی از دوربینها متنوعتر و بیشتر است اما تعدادی از آنها در تمام دوربینها به صورت استاندار و یکسان وجود دارند. با شناخت بیشتر از کارایی این گزینهها نه تنها آگاهی و دانش خود را از عکاسی افزایش میدهید بلکه میتوانید با انتخاب درست و به موقع تصاویر بهتر و هنرمندانهتری ثبت کنید.
این گزینهها به دو دسته اولیه و پیشرفته تقسیم میشوند؛ گزینههای اولیه آنهایی هستند که از قبل پیشبینی و برنامهریزی شدهاند و تنظیمها توسط دوربین انجام میشود و گروه دوم آنهایی هستند که به عکاسان اختیار بیشتری برای کنترل دوربین میدهد و بیشتر توسط کسانی مورد استفاده قرار میگیرد که از دوربین دانش بیشتری دارند.

دو نمونه از نمایش گزینههای عکسبرداری
گزینهها اولیه:
پیشرفته:
گزینه حرکت (سرعت زیاد)
تقریبا تمام دوربینهایی که در بازار موجود است این انتخاب را دارند که سمبل آن تصویر مردی در حال دویدن است. با انتخاب این گزینه به دوربین دستور میدهید تا با سرعت بالاتری عکاسی کند.
دوربین این دستورالعمل را با تغییر عوامل زیر انجام میدهد:
بالا بردن سرعت شاتر باعث میشود که حرکت سریع سوژه به صورت ثابت ثبت شود و همچنین مقدار نور وارد شده را به دوربین را کاهش میدهد.
در عکاسی با سرعت شاتر بالا، تنظیم حساسیت یا ISO روی اعداد بالاتر باعث جبران نوردهی کافی به فیلم یا صفحه دیجیتال میشود. اما متاسفانه همیشه این راه حل مناسبی نخواهد بود و امکان ثبت تصاویر کم نور و تاریک وجود دارد.
راه دیگری برای نوردهی کافی، باز گردن دریچه دیافراگم لنز است. اما باید در نظر داشته

باشید که هر چه این عدد کمتر باشد عمق میدان و وضوح کمتری در تصویر خواهید داشت. در واقع تنها بخشی از تصویر که به دوربین نزدیکتر است از وضوح کافی برخوردار میشود.
این به معنای ضعف این گزینه نیست. در واقع شما باید با در نظر گرفتن محدودیتهای آن دست به انتخاب این گزینه بزنید و به خاطر داشته باشید که در بیشتر دوربینها این گزینه برای ثبت حرکتهای ورزشی به صورت ثابت در نور روز تنظیم شدهاست.
در بعضی دوربینها نیز این امکان وجود دارد که تا فشار قطعی شاتر لنز به صورت پیاپی بر سوژه در حال حرکت فوکوس میکند.
با استفاده از این گزینه می توان سوژههای در حال حرکت را به صورت ثابت به تصویر کشید.
]]>
اما نکتهی جالب این که در تحقیقی که گروهی از پژوهشگران انجام دادند، در حالی که ۵۲ درصد افراد از موفقیت در تصمیمات و اهداف انتخابی خود مطمئن بودند، تنها ۱۲ درصد افراد در پایان سال به اهداف ابتدای سالشان رسیده بودند.
پس بهتر است اهدافمان را واقعبینانه انتخاب کنیم و برای رسیدن به آنها تلاش کنیم.
1-
چشمان کسانی که دروغ می گویند یا بازتر از حد معمول است یا دائما چشمهای آنان به نقاط مختلف حرکت می کند. در عین حال آنها معمولا از نگاه مستقیم به شما احساس ناراحتی می کنند و سعی می کنند مستقیما به شما نگاه نکنند
2-
گاهی اوقات افراد دروغکئ بخشی از صورت یا دهانشان را هنگام حرف زدن می پوشانند.
3-
وقتی از آنها سوال می شود دماغ یا گوششان را به حالت عصبی می خارانند.
4-
فرد دروغگو معمولا هنگام حرف زدن حرکت اضافی زیادی از خود بروز می دهد.
5-
در هنگام حرف زدن زیاد تپق می زنند و اشتباهات فراوان گفتاری را سعی می کنند به گونه ای بپوشانند.
6-
آنها همیشه کلی گویی می کنند و بارها این کلیات را تکرار می کنند و با این کار تلاش می کنند تا خودشان را قانع کنند.
7-
آنها سعی می کنند به گونه ای گیج و مبهم سخن بگویند و با این کار به شما اجازه نمی دهند تا حرفهای آنان را تجزیه کنید.
8-
هنگامی که سعی دارید در مورد موصضوع مورد بحث از آنها سوال کنید بلافاصله موضوع بحث را عوئض می کنند.
9-
حتی سوال شما را متوجه شوند چنین وانمود می کنند که سوال شما را نشنیده اند و با این کار به بحث خاتمه می دهند.
10-
اگر می خواهید مطمئن شوید مه او دروغ کفته است چند روز بعد راجع به موضوعی که در مورد آن دروغ گفته است ار او سوال کنید تا برایتان یک داستان با مظالب متفاوت تعریف کند.
11-
اگر قدری به صحبت آنها شک دارید شما را متهم به بی اعتمادی می کند و خیلی سریع با این کار به بحث خاتمه می دهد.
12-
آدم های دروغگو معمولا پر حر ف هستند و در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند.
13-
افراد دروغگو معمولا کسانی هستند که در زندگی شخصی یا خانوادگی دچار مشکل هستند. پس در مورد حرفهای چنین افرادی بیشتر دقت نمایید.
14-
تن صدای افراد دروغگو در هنگام دروغ گفتن معمولا بالاتر از حد طبیعی است.
15-
خنده های بی دلیل و بی گاه در هنگام صحبت کردن یکی دیگر از علائم افراد دروغگو است
16-
آدمهای دروغگو همیشه سعی می کنند حرفهای زیبا و جذاب به زبان بیاورند و با این کار می خواهند امکان کشف حقیقت را از ما سلب کنند.
* نکته پایانی این که اگر چه که شاید افراد دروغگو در کوتاه مدت بتوانید حقیقت را از دیگران پنهان کنند اما زمان باعث خواهد شد که همیشه افراد دروغگو رسوا شوند و هیچ گته حقیقت پنهان نخواهد ماند, اگرچه شاید مدت زمان طولانی پنهان بماند ...
فرا رسیدن سال نو را به شما کاربر گرامی تبریک میگوییم و از خداوند منَان سالی خوش و پر برکت همراه با موفقیت و سربلندی را برای شما آرزومندیم .
]]>
با سلام :
« نظر به نیاز دوستان و کاربران عزیز ، آموزش تنظیم ارتفاع و جهت دیش به زبان ساده ذیلا بعرض میرسد. امیدوارم مفید واقع شود . »
مطالب ذیل ، صرفا جنبه ی آموزشی دارد ...
---------------------------------------------------------------------------------------
وسایل لازم:
1- یک عدد نقاله
2- یک عدد مهره نسبتا سنگین
3- 20 سانتی متر نخ ( مثل نخ لباس)
مراحل کار:
خیلی ساده است و شما باید نخ را از سوراخی که در وسط نقاله است عبور دهید و سپس نخ را از وسط مهره هم عبور دهید و نخ را گره بزنید به طوری که اگر نقاله را روی هوا نگه بداریم مهره در هوا معلق بماند.
تعیین ارتفاع:
تعیین ارتفاع با این روش بسیار ساده است.
1- پشت دیش قرار گیرید.
2- نقاله را به طور عمودی مماس با کمر دیش(وسط دیش) قرار داده.
3- با بالا و پایین آوردن دیش نخ درجه ای را نشان میدهد که با استفادهاز این درجه ها ما می توانیم ماهواره دلخواه را یکضرب تنظیم کنیم.
درجه های جهت ها:
1- هاتبرد = 35 درجه
2- نیل ست و آتلانتیک برد 3 = 5/15 درجه
3- تل استار 12 = 5/10 درجه
4-عرب ست = 40 درجه
5- ترکست 1 سی = 50 درجه
6- اینتل ست 902 = 52 درجه
7-ال ام آی = 55 درجه
8- ایوتل ست دبلیو 3 = 32 درجه
طریقه نصب :
حالا بعد از این مقدمه نوبت به گرفتن جهت میشود ...
عزیزان نصب خیلی راحت است البته اگر کمی دقت کنید.
اولین کاری که ما برای جهت یابی ترکست - عرب ست - هاتبرد - نیل ست - ایوتل ست -تل استار 12 - ال ام آی - اینتل ست 902 انجام می دهیم یافتن قبله است.
---------------------------------------------------------------------------------------
تنظیم ترکست 1 سی :
دوستان ترکست 1 سی دقیقا رو به قبله است .
1- ارتفاع دیش را 50 درجه قرار داده(توسط نقاله)
2- دیش را درست روبه قبله قرار دهید
3- برای جهت یابی از فرکانس 11607 افقی 3750 استفاده کنید.
4- اگر از ال ان بی starsat یا eurostar استفاده می کنید ساعت ال ان بی را روی 6 یا 12 و اگر از strong یا lazer استفاده می کنید ساعت ال ان بی را روی 5/4 یا 5/10 قرار دهید .
5- حالا فایندر را وصل کرده و درجه فایندر را بین 6 و 7 قرار دهید با کمی تکان دادن دیش شما به راحتی موفق به گرفتن ترکست می شوید.
6- پس از گرفتن سیگنال فایندر را از رسیور و ال ان بی جدا کرده سپس به روی فرکانس 12652 افقی 22500 رفته و اگر دیدید سیگنال ندارد با کمی چرخاندن ال ان بی سیگنال پر می کند .
7- حالا روی این فرکانس میله ها را کوتاه و بلند کنید تا بهترین سیگنال دریافت شود.
تنظیم عرب ست :
مراحل نصب :
1- ارتفاع دیش را 40 درجه قرار دهید.
2- دیش را روبه قبله قرار دهید سپس حدود 16 درجه (تقریبی)به سمت راست دیش را حرکت دهید.
3- برای جهت یابی از فرکانس 11747 عمودی 27500 استفاده کنید.
4- اگر از ال ان بی starsat یا eurostar استفاده می کنید ساعت ال ان بی را روی 5/4یا 5/10 و اگر از strong یا lazer استفاده می کنید ساعت ال ان بی را روی3 یا 9 قرار دهید.
5- حالا فایندر را وصل کرده و درجه فایندر را بین 6 و 7 قرار دهید با کمی تکان دادن دیش شما به راحتی موفق به گرفتن عرب ست می شوید.
6- با گرفتن سیگنال فایندر را جدا کرده و با کوتاه و بلند کردن میله ها و چرخاندن ال ان بی بهترین سیگنال را روی همین فر کانس بگیرید.
تنظیم هاتبرد:
هاتبرد از بهترین و پربیننده ترین ماهواره در ایران می باشد.
مراحل نصب :
1- ارتفاع دیش را 35 درجه قرار دهید.
2- مطابق معمول دیش را رو به قبله قرار داده و سپس حدود 30 درجه (تقریبی) به سمت راست حرکت دهید.
3- برای جهت یابی از فرکانس 11054 افقی 27500 استفاده کنید.
4- اگر از ال ان بی starsat یا eurostar استفاده می کنید ساعت ال ان بی را روی 5/4یا 5/10 و اگر از strong یا lazer استفاده می کنید ساعت ال ان بی را روی3 یا 9 قرار دهید.
5- حالا فایندر را وصل کرده و درجه فایندر را بین 6 و 7 قرار دهید با کمی تکان دادن دیش شما به راحتی موفق به گرفتن هاتبرد می شوید.
6- با گرفتن سیگنال فایندر را جدا کرده و با کوتاه و بلند کردن میله ها و چرخاندن ال ان بی بهترین سیگنال را روی همین فر کانس بگیرید.
تنظیم نیل ست:
مراحل نصب :
1- ارتفاع دیش را 5/15 درجه قرار دهید.
2- دیش را روبه قبله قرار داده و سپس حدود 49 درجه به سمت راست بچرخانید.
3- برای جهت یابی از فرکانس 11747 عمودی 27500 یا 11900 عمودی 27500 استفاده کنید.
4- اگر از ال ان بی starsat یا eurostar استفاده می کنید ساعت ال ان بی را روی 5/4یا 5/10 و اگر از strong یا lazer استفاده می کنید ساعت ال ان بی را روی3 یا 9 قرار دهید.
5- حالا فایندر را وصل کرده و درجه فایندر را بین 6 و 7 قرار دهید با کمی تکان دادن دیش شما به راحتی موفق به گرفتن نیل ست می شوید.
6- با گرفتن سیگنال فایندر را جدا کرده و با کوتاه و بلند کردن میله ها و چرخاندن ال ان بی بهترین سیگنال را روی همین فر کانس بگیرید.
تنظیم تل استار 12 :
مراحل نصب :
1- ارتفاع دیش را 5/10 قرار دهید.
2- دیش را روبه قبله قرار داده و سپس حدود 57 درجه (تقریبی) به سمت راست بچرخانید.
3- برای جهت یابی از فرکانس 11494 عمودی 17469 استفاده کنید.
4- اگر از ال ان بی starsat یا eurostar استفاده می کنید ساعت ال ان بی را روی 5/4یا 5/10 و اگر از strong یا lazer استفاده می کنید ساعت ال ان بی را روی3 یا 9 قرار دهید.
5- حالا فایندر را وصل کرده و درجه فایندر را بین 6 و 7 قرار دهید با کمی تکاندادن دیش شما به راحتی موفق به گرفتن تل استار 12 می شوید.
6- با گرفتن سیگنال فایندر را جدا کرده و با کوتاه و بلند کردن میله ها و چرخاندنال ان بی بهترین سیگنال را روی همین فر کانس بگیرید.
* البته این جهت کمی احتیاج به صبرو حوصله دارد.
تنظیم یوتل ست دبلیو 3 :
* این جهت کانال های کمی دارد ولی کانال های خوب از جمله TRT 1 2 3 4 و M6
مراحل نصب :
1- ارتفاع دیش را 32 درجه قرار دهید.
۲- دیش را روبه قبله قرار داده و سپس حدود 35درجه (تقریبی) به سمت راستبچرخانید.
3- برای جهت یابی از فرکانس 11175 عمودی 27500 استفاده کنید.
4- اگر از ال ان بی starsat یا eurostar استفاده می کنید ساعت ال ان بی را روی 5/4یا 5/10 و اگر از strong یا lazer استفاده می کنید ساعت ال ان بی را روی3 یا 9 قرار دهید.
5- حالا فایندر را وصل کرده و درجه فایندر را بین 6 و 7 قرار دهید با کمی تکان دادن دیش شما به راحتی موفق به گرفتن این جهت می شوید.
6- با گرفتن سیگنال فایندر را جدا کرده و با کوتاه و بلند کردن میله ها و چرخاندن ال ان بی بهترین سیگنال را روی همین فر کانس بگیرید.
تنظیم اینتل ست 902 :
در این جهت کانال های سراسری و استانی ایران موجود می باشد.
مراحل نصب :
1- ارتفاع دیش را 52 درجه قرار دهید.
2- دیش را روبه قبله قرار داده و سپس این بار 20 درجه(تقریبی) به سمت چپ بچرخانید .
3- برای جهت یابی از فرکانس 10973 عمودی 27500 استفاده کنید.
4- اگر از ال ان بی starsat یا eurostar استفاده می کنید ساعت ال ان بی را روی 7 یا 1 و اگر از strong یا lazer استفاده می کنید ساعت ال ان بی را روی 5 یا 11قرار دهید.
5- حالا فایندر را وصل کرده و درجه فایندر را بین 6 و 7 قرار دهید با کمی تکان دادن دیش شما به راحتی موفق به گرفتن این جهت می شوید.
6- با گرفتن سیگنال فایندر را جدا کرده و با کوتاه و بلند کردن میله ها و چرخاندن ال ان بی بهترین سیگنال را روی همین فر کانس بگیرید.
-------------------------------------------------------------------------------------
توضیحات :
1- برای استفاده از فایندر باید عقربه اش را بین 6 و 7 قرار داده و دیش را حرکت میدهیم وقتی عقربه روی 10 رفت دوباره بین 6 و 7 قرار می دهیم .
اینقدر این کار را انجام می دهیم تادیگر عقربه تکان نخورد حالا دیش را کمی بالا و پایین (خیلی کم) میکنیم و سیگنال دریافت می شود.
2- منظور از تکان دادن دیش حرکت به چپ و راست و کمی بالا و پایین است.
با آرزوی موفقیت برای شما عزیزان ...

3- در سمت راست پنجره گزینه نمایش داده شده در شکل زیر را پیدا کنید و آن را Enable کنید .

از شوخی بگذریم خیلی وقتها پیش اومده كه یك سی دی داشتیم كه احتمالا دلمون میخواسته برای یه مدتی پیشمون بمونه ولی باید به صاحبش بر میگردوندیم، به هزار و دو دلیل هم نمیتونستیم یك كپی از روش تهیه كنیم، توی این مواقع چیكار باید كرد؟
یك راه حل خیلی ساده استفاده از درایوهای سی دی رام مجازی است. یعنی چی؟
خوب شما یه برنامه كوچیك نصب میكنید، این برنامه میاد یه درایو سی دی رام مجازی به ویندوزتون اضافه میكنه.
بعد كافیه از روی سی دی كه دوست دارین یك Image تهیه كنید.
بعد اون Image رو به خورد برنامه سی دی رام مجازی بدین تا مثل یك سی دی واقعی كار كنه.
مزایای استفاده از سی دی مجازی:
اولن، دیگه به خود سی دی احتیاج نیست
دویومن، چون سی دی رو كپی كردین روی هارد، سرعت سی دی رام مجازی مثلا چیزی حدود 30 برابر سرعت سی دی رام میشه
سیومن، خیلی از سی دی های قفل دار رو میشه به این روش از روی هارد اجرا كرد، چون این سی دی رام مجازی امكان شبیه سازی قفلهای مختلف رو داره.
دریافت برنامه و نصب:
ایندفعه دیگه میخوام خلاصه بنویسم. آقا یك كلام برین به آدرس زیر «http://www.daemon-tools.cc» و آخرین نسخه «Daemon Tool» رو دانلود كنید.
نصب برنامه:
نصبش خیلی سخته، كافیه روی فایل دانلود شده دابل كلیك كنید.
اجرا:
فوری و معمولا بدون ریست اجرا میشه و یك آیكون قرمز بیریخت میندازه داخل سینی سیستم (كنار ساعت)
كافیه روی آیكونش كلیك كنید. (Left Click) بعد فایل Image سی دی رو بهش بخورونید. حالا اگه برین توی My Computer یك سی دی رام دیگه میبیند كه داخلش همون سی دی هست كه Imageش رو باز كردین.
درست كردن Image از روی سی دی:
برای درست كردن Image File از روی یك سی دی داشتن برنامهای مثل «
CloneCD» یا «
BlindReadWrite» یا «
Alcohol 120%» یا هر برنامهای كه بتونه «Image» بگیره لازمه. گرفتن Image هم مثل آب خوردنه. كافیه با یكی از این برنامهها كه گفتم یك كم ور برین.
آداب معاشرت شبكه یا Netiquette كه همان Network Etiquette است، به معنای اتیكتهای رفتاری یا آداب برخورد و معاشرت در شبكه است.
هنگام استفاده از منابع اطلاعاتی اینترنت، افراد میتوانند با استفاده از هویت جعلی و مجازی كه این محیط برای آنان فراهم آورده است، به انجام اعمالی بپردازند كه در دنیای واقعی و یا بصورت بالفعل قدرت انجام آن را ندارند و یا موانعی چون موقعیت شغلی و اجتماعی و یا محیط خانوادگی، به آنان اجازه انجام آن اعمال را نمیدهد.
به عنوان مثال ممكن است شخصی كه هیچگاه در محیطهای عمومی از كلمات ركیك و ناسزا استفاده نمیكند و یا از انجام اعمالی مانند دزدی، به علت ترس از به خطر افتادن موقعیت خود، دوری میكند، در محیط اینترنت با بدست آوردن شخصیتی كه هیچ كس او را نمیشناسد، دست به انجام این اعمال بزند.
رعایت چند دستور ساده، در برخوردهای شبكهای افرادی كه توانایی تولید منابع اطلاعاتی در اینترنت را دارند (همانند نویسندگان وبلاگ یا صاحبان سایت) میتواند علاوه بر بالا بردن میزان بازدیدها از سایت آنان و بوجود آوردن طرفداران همیشگی در سایت، در بوجود آوردن فضایی مطلوب و همه پسند در اینترنت كمك كند.

خب اگه خدا بخواد كه میخواد ، میخوام یخورده راجع به نی بنویسم
نی یه ساز بادیه
قدیمی ترین ساز كشف شده ی ساخته ی دست بشره و تنها سازیه كه با آدم حرف میزنه
یعنی زبونش با زبون آدم همخونی داره
اینكه میگن قدیمی ترین ساز بیشتر به علت این بوده كه اقوام قدیم گله دار و رمه دار و چوپان بودن و براشون غیر از كاربرد ذوقی و هنری ، كاربرد كاری هم داشته
در ضمن سخت ترین سازیه كه میشه یاد گرفت و وقتی یاد بگیری راحت ترین سازیه كه میشه باهاش هر چیزی زد
میشه یه مجلس عروسی راه انداخت و همه رو به وجد آورد یا همون موقع اشك ملت رو دراورد
تو سازهایی كه همنوازی میكنن صدای مشخص و تك و واضحی داره و كلا وسیله ی خوبیه برای پر كردن خلوت تنهایی و خلوت غیر تنهایی!
لااقل اصالتش از گیتار خیلی بیشتره كه شیش ماه زیر تختم خاك خورد
البته بازم دلیل نمیشه ، بالاخره هر كی یه سلیقه ای داره
اما نی همونطوری كه از اسمش پیداست از نی درست میشه!!
(قضیه ی چشم بسته غیب گفتنه)
نی رو می بُرند و بعد صاف میكنند و نی كه یك لوله ی توخالی شده است را دود می دهند و با فاصله های معین و استانداردی با میل داغ (یا یه چیزی تو همین مایه ها) سوراخ میكنند و بند های نی را میبندند
نی آماده شده ی معمولی كه در بازار موجود است هفت بند دارد و شش سوراخ
یك سوراخ در بند ششم بلافاصله بعد از آن یك سوراخ در بند پنجم و با كمی فاصله در همان بند دو سوراخ دیگر
دو سوراخ باقیمانده در بند چهارم یكی بلافاصله بعد از سوراخ های بند پنجم و دیگری سه انگشت بالاتر و درست در نقطه ی مقابل قرار دارد
قیمت نی از شش هزار تومان تا هشتاد هزار تومان و بسته به شخص سازنده و نقش مُهر او بر بدنه ی نی و درجه ی نی متغیر است (قیمتها در سال 1383 شمسی!)
معمولا نی پیشنهادی برای شروع تا مدت پنج الی هفت سال اول نی بیات ( سُل - sol ) است كه قیمت تقریبی آن بیست هزار تومان است
نی را بدون سه چیز نمیتوان یاد گرفت
1- نی 2- استاد 3- تمرین
شروع
1- برای دمیدن (نواختن ، نوازش) نی باید لبه ی آن را بین دو دندان جلو (ثنایا) قرار داد به طوری كه قطر دوار آن اگر راست دست هستید به سمت راست و اگر چپ دست هستید به سمت چپ باشد
2- با لبهای بالا و پایین باید نی را كاملا پوشاند تا هوای اضافی از نی خارج نشود (توجه داشته باشید كه ماتیك و روژ لبتون می ماله به لب نی و ...!)
3- در هنگام دمیدن در نی ، زبان كاملا ثابت و بدون حركت است
4- قرار دادن زبان و فرم آن دو حالت دارد اول آنكه نوك زبان زیر نی قرار بگیرد و دوم آنكه شكم زبان و پهنای آن زیر نی قرار بگیرد و این بستگی به خود فرد دارد كه چطور راحت تر باشد
5- زبان مثل ناودانی عمل می كند كه كارش هدایت هوا به درون نی است ، پس به هیچ وجه نباید هنگام دمیدن آن را تكان داد
6- نباید به زبان حالت عضلانی و سفت داد یا خیلی شل كرد و یا به طرفین كشاند (حالت عادی و ریلكس)
7- زبان به نوك دندانهای فك پایین چسبیده و یك یا یك و نیم سانت از زبان زیر نی قرار میگیرد و از یك طرف به درون نی می دمیم تا صدا استخراج شود
8- باید روبروی آینه تمرین شود تا خود را دید! (مهم)
9- نی را باید كاملا خوش فرم و خوش استیل و خوش تیپ گرفت!!
10- زبان نباید از حد دندان به بیرون تجاوز كند
11- زبان باید طوری قرار بگیرد كه مانع ورود هوا به درون نی شود
12- از نزدیك ترین جای دهان باید خیلی راحت و آسوده در نی دمید!!
فقط یه نكته
اگر جلسه ی اول سرتون گیج و چشمتون سیاهی رفت در اثر زیاد فوت كردنه و تموم شدن انرژی و اكسیژن مغزتون!!
فقط بذارینش كنار و یه كم استراحت كنین...
خلاصه اینكه تا نگیرید دستتون هیچكدوم از اینا رو نمیفهمین
ساز خوبیه برای همیشه هم میمونه
سبكه و حمل و نقلش هم راحته و مثل گیتار آدم رو از كت و كول نمیندازه
خلاصه من كه خوشم اومده
پاینده باشید و سلامت
این عکسها خیلی با حال بودن، یه مدت پیش دیده بودمشون ولی خیلی دلم میخواست خودم هم بتونم درست کنم. حالا که به تکنولوژیش دست پیدا کردم برام ور رفتن با هاش خیلی لذت بخشه، بخصوص که میشه همه چی توی یه عکس به ظاهر ساده مخفی کرد.
!! توجه کنید که این عکسها اگه با اکسپلورر کار کنید و CTRL+A (منظورم نگه داشتن دکمه کنترل روی کیبرد و فشار دادن کلید A هستش که منجر به انتخاب شدن متن و عکسهای صفحه میشه) رو فشار بدید دیده میشن، من با FireFox امتحان کردم و جواب نداد، توی برنامه های دیگه تست نکردم.
در پست های بعدی طریقه درست کردنشون رو نشونتون میدم تا حال بنمایید!!


توی این سری مطالب میخواهیم با هم یه پروژه كوچولو رو از اول تا آخر دنبال كنیم. اولین پروژهای كه با هم مینویسیم، خیلی ساده است. یك برنامه شبیه ماشین حساب كه تنها كاری كه میكنه اینه كه دوتا عدد رو وارد میكنیم و عملیات ریاضی مثلا جمع و تفریق رو روش انجام میده. اگه حاضرین ادامه بدیم.
![]()
اول از همه كه باید ویژوال بیسیك رو اجرا كرد و از صفحه انواع پروژه «Standard EXE» رو انتخاب كنید.
همونطور كه قبلا هم گفتیم، پنجره اصلی ویژوال بیسیك با یك فرم خالی باز میشه. خوب، برای شروع بیاین قیافه اصلی برنامه رو طراحی كنیم. برای این ماشین حساب ساده، به دوتا محل برای تایپ كردن عدد و فعلا یك دكمه برای جمع كردن عددها و یك جا هم برای نشون دادن نتیجه جمع دو عدد احتیاج داریم.
نكته: یك روش خوب در برنامه نویسی اینه كه یواش یواش قسمتهای مختلف برنامه رو كامل كنیم. مثلا ما كه میخواهیم ماشین حساب بنویسیم كه هم جمع انجام بده و هم تفریق و ... نباید از اول همه این قسمتها رو باهم نوشت. میشه اول یك قسمت رو نوشت و آزمایش كرد، بعد قسمتهای دیگه رو بهش اضافه كرد.
خوب، من از جعبه ابزار سمت چپ صفحه «Text box» رو انتخاب میكنم
(با یكبار كلیك كردن بر روی آن) بعد روی فرم برنامه شروع میكنم به كشیدن یك كادر متن. سعی میكنم كه اندازه و قیافه مناسبی پیدا كنه. بعد یك كادر دیگه به همون اندازه زیر اون اضافه میكنم. تا حالا قیافه فرم من بصورت زیر در اومده. قیافه فرم شما چه شكلی شده؟

دوتا كادر Textbox اندازه هم زیر هم بكشید.
بعد یك دكمه برای عمل جمع كنارشون اضافه میكنیم و یك كادر هم برای نشون دادن نتیجه عمل جمع. من این كارها رو كردم و نتیجه رو میتونید در زیر ببینید.

این هم شد قیافه برنامه
آخه شما بگین این هم شد قیافه، بیاین همین قیافه كه نوشتیم رو امتحان كنیم. برای اجرای برنامهها توی ویژوال بیسیك كافیه دكمه «F5» روی كیبرد رو بزنید یا از نوار ابزار بالای صفحه دكمه اجرا
رو بزنید.
كلی بزك و تزیین لازم داره. اول از همه به دوتا كادر كه اول كشیدیم نگاه كنید، داخلشون نوشته Text1 و Text2. این متنهایی كه داخلش نوشته، متنهای پیشفرض خود ویژوال بیسیكه و ما نمیخوایم اینا اینجا باشن.
برنامه رو ببندید (با زدن دكمه X بالای برنامه یا زدن دكمه توقف در ویژوال بیسیك
) و بر روی كادر متن اولی (Text1) كلیك كنید. اینطوری پنجره خصوصیات كه سمت راست ویژوال بیسیك قرار گرفته، خصوصیات مربوط به Text1 رو نشون میده. توی این لیست به این بلند بالایی كه میبینید، اگه یه كم پایین برین، اون آخرهای لیست یك خصوصیت داره به اسم «Text» كه متن داخل كادر رو تعیین میكنه. برای اینكه این كادر خالی بشه كافیه هرچی داخل خصوصیت «Text» اون نوشته رو پاك كنید.
این كار رو برای «Text2» و «Text3» هم انجام بدین.
بعدش روی دكمهای كه گذاشتیم (همون «Command1» رو میگم) كلیك كنید و توی خصویاتش دنبال «Caption» بگردین. میبینید كه مقدار این خصوصیت برابر «Command1» قرار داده شده. چون ما میخوایم این دكمه كار عمل جمع رو انجام بده، پس لازمه یك اسم با معنی بهش بدیم كه كسی كه با این برنامه كار میكنه، بفهمه این دكمه قراره چیكار كنه. پس برای این برنامه بهتره اسم این دكمه رو یه چیزی مثل «Add» یا «Jam Kon» یا «جمع» قرار بدیم.

من «Caption» دكمه رو گذاشتم «جمع كن» و «Text» تمامی كادرهای متن رو پاك كردم.
نكته: جالبه كه هم دكمه و هم كادر متن یه خصوصیت دارن كه متنشون رو نشون میده ولی اسمهاشون فرق میكنه و همونطور كه دیدیم خصوصیتی كه متن یك كادر متنی ساده رو تعیین میكنه «Text» و خصوصیتی كه نوشته روی یك دكمه رو تعیین میكنه «Caption» هست.
این توی ویژوال بیسیك تقریبا یه قانونه. هر متنی كه كاربر موقع اجرای برنامه بتونه تغییر بده توی خصوصیت «Text» قرار میگیره و هر متنی كه فقط جنبه نمایشی داشته باشه و برنامه نویس فقط بتونه اون رو تغییر بده داخل خصوصیت «Caption» قرار داره. در این مورد بعدا بیشتر صحبت میكنیم.
برای شروع بیاین یكی دوتا كد رو تست كنیم.
توجه كنید كه اصلا نمیخوایم این دستورها رو كامل یاد بگیریم، فقط میخوایم یكی دوتا اصل برنامه نویسی و قالب كدهای ویژوال بیسیك رو ببینید. همین.
حالا روی دكمه دوبار كلیك كنید (بابا، همون دابل كلیك خودمون) تا به قسمت كد نویسی بریم. الان كه توی قسمت كد نویسی هستیم، باید خود ویژوال بیسیك دو خط كد رو بطور اتوماتیك اضافه كرده باشه.
كافیه هر كدی كه دلمون میخواد هنگام فشار داده شدن دكمه «Command1» اجرا بشه رو بین این دو خط بنویسیم. دقت كنید كه این كدی كه نوشته، «Command1_Click» هست یعنی وقتی این تیكه از كد اجرا میشه كه «Command1» كلیك شده باشه. بین این دو خط بنویسین:
حالا برنامه رو اجرا كنید و روی دكمه كلیك كنید، باید یك صدای بیپ با هر بار كلیك كردن روی دكمه شنیده بشه.
برای اینكه برنامه یك كم باحال تر بشه، كد زیر رو جایگزین كد قبلی كنید و برنامه رو اجرا كنید و روی دكمه «جمع كن» كلیك كنید.

نتیجه جالبه، یك كادر باز میشه و توش مینویسه «سلام» و یك دكمه «OK» داره كه باید كلیكش كنید تا بسته بشه.
تنها چیزی كه لازمه فعلا بدونید، دستور «MsgBox» هست كه مخفف «Message Box» بوده و هرچی جلوش باشه رو توی یك كادر نشون میده.
حالا بیاین بهجای اینكه هر دفعه كه روی دكمه كلیك میكنیم همینطوری خنگولآبادی سلام كنه، بیاد و متنی كه داخل كادر متن اول قرار داره رو بنویسه.
اگه كد بالا رو بنویسید و برنامه رو اجرا كنید، بعد داخل كادر متن اولی یك چیزی تایپ كنید، بعدش دكمه «جمع كن» رو فشار بدین، میبینید كه همون چیزی كه توی كادر متن نوشتیم رو نشون میده.
این یك كد خیلی قشنگه، دقت كنید ما چیكار كردیم، اگه از مثال قبل یادتون باشه، ما جلوی «MsgBox» هرچی تایپ میكردیم اون هم عینا نشونمون میداد، حالا ما جلوش نوشتیم «Text1.Text» رو نشون بده. قبلا دیدیم كه كادرهای متن یه خصوصیت دارن به اسم «Text» كه كاربر هرچی توش تایپ كنه توی این خصوصیت قرار میگیره.
برای این برنامه ما هم همین رو میخوایم یعنی میخوایم خصوصیت متن این كادر متن رو نشون بدیم، پس باید یجوری به این ویژوال بیسیك بفهمونیم كه خصوصیت «Text» این كادر خاص رو به ما برگردونه. چون ما دوتا كادر متن دیگه هم داریم، از كجا بهش بگیم متن كدوم یكی رو میخوایم؟
برای این كار كافیه اسم اون كادری رو كه میخوایم اول تایپ كنیم وبعد با یه نقطه اون خصوصیت رو جلوش بنویسیم. اینطوری مقدار اون خصوصیت به دست میاد. پس ما برای این مثال نوشتیم «Text1.Text» یعنی مقدار خصوصیت «Text» از كادر «Text1» رو به ما بده.
خوب دیگه فكر كنم مقدمه چینی بس باشه، بریم سراغ كد نویسی برای برنامه جمع
با اینهمه جفنگیاتی كه قبلا گفتم دیگه فكر نكنم چیزی لازم باشه و یه راست میریم سراغ كد برنامه. پس كافیه با دوبار كلیك كردن بر روی دكمه وارد قسمت كد نویسی بشین و كدهای زیر رو بنویسین:
حالا قبل از اینكه برنامه رو تفسیر كنیم، اجراش كنید ببینید چجوری كار میكنه؟ موقعی كه اجراش كردین، توی كادر اول یه عددی مثلا 10 وارد كنید، توی كادر دوم هم یه عدد دیگه مثلا 20 وارد كنید و دكمه «جمع كن» رو بزنید.
میبینید كه جمع دوعددی كه توی كادر اول و دوم نوشتین رو نشون میده. حالا بریم سراغ تفسیر كد كه هم اجر دنیوی داره و هم اخروی.
توی خط اول، عبارت «Text1.Text» چیزی كه داخل كادر اول تایپ شده باشه رو بر میگردونه، ولی ما از كجا میتونیم مطمئن بشیم كه این چیزی كه تایپ كرده عدده؟! شاید یك بیكاری پیدا شد و به جای عدد یه جمله تایپ كرد، اونوقت چی؟ خوب با دستور «Val» هر چیزی كه داخل كادر باشه رو به عدد تبدیل میكنیم. مثلا اگه ما تایپ كنیم 10 كه مقداری كه دستور «Val» برمیگردونه همون 10 خواهد بود ولی اگه تایپ كنیم «Salam» مقدار 0 بر میگردونه.
این مقداری كه دستور «Val» تولید میكنه، ریخته میشه یك جای حافظه و اسمش رو میزاریم « a » كه بعدا بتونیم باهاش كار كنیم. (فرض كنید توی یك قوطی ریختیم و روش نوشتیم a و گذاشتیم توی یخچال كه بعدا استفادش كنیم)
دستور خط دوم هم عین خط اوله، تنها تفاوتش اینه كه مقدار عددی كه داخل كادر دوم تایپ شده رو میریزه توی یه قوطی به اسم « b »
خط بعدی كار جالبی میكنه، مقدار خصوصیت «Text» كادر متن سوم (Text3) رو برابر مجموع a و b قرار میده. ببینید جالب نیست؟ شما میاین a + b رو میریزن داخل خصوصیت «Text» كادر متن سوم.
خط چهارم دیگه كاملا مشخصه، مجموع دو عدد وارد شده رو با یك «Message Box» نشون میده.
اینطوری میشه كه یه ماشین حساب برای جمع ساخته میشه. میتونید همین برنامهای كه اینجا نوشتیم رو بصورت كامل از اینجا دانلود كنید.
این برنامه با یك كم تغییر كوچولو میتونه به یه برنامه كامل تبدیل بشه و چهار عمل اصلی رو انجام بده. فكر كنید ببینید میتونید خودتون درست كنید.
راستی اگه چیز قشنگی درست كردین، حتما برای من به ایمیل «INFO [at] MOEINONLINE.NET» بفرستید همینجا به اسم خودتون زیر این مقاله اضافه میكنمش. هر كی هم بتونه قشنگتر و كاملتر درست كنه یه آبنبات چوبی جایزشه.
]]>فرض بر این بود كه تا به حال با ویژوال بیسیك كار نكردید، امیدوارم كه لااقل بعد از این همه فرصت كه بهتون دادم، نصبش كرده باشید، پس برید توی منوی استارت و با انتخاب Microsoft Visual Studio و سپس Microsoft Visual Basic وارد محیط ویژوال بیسیك بشین.

شكل 3-1
با انتخاب ویژوال بیسیك از منوی استارت شروع به كار میكنیم.
وقتی وارد ویژوال بیسیك میشین معمولا صفحه زیر رو میبینید. با انتخاب كردن گزینه اول و Open كردن وارد محیط برنامهنویسی ویژوال بیسیك میشین.

شكل 3-2
با انتخاب Standard EXE وارد محیط ویژوال بیسیك میشویم.
همونطو كه تو شكل زیر میبینین قسمتهای مختلف ویژوال بیسیك رو شمارهگذاری كردم و زیر عكس هم در موردش توضیح دادم. اینا فقط برای آشنایی با محیط كاره، اگه از اصطلاحی سر در نیاوردین نترسین چون هنوز شروع نكردیم به كار. اینا در طول كار خود به خود ساده میشن.

شكل 3-3
توضیح قسمتهای شكل بالا:
1- ToolBox: این قسمت مخصوص ابزارهاییه كه میتونید توی فرمهاتون بزارین، به اینجور چیزها میگن كنترل ، كنترلها رو مثل اجسام فیزیكی در نظر بگیرید. كارشون رو توی ویندوز خیلی دیدید مثلا دكمه بستن برنامهها كه سمت راست و بالای هر پنجره وجود داره خودش یكجور كنترله، اصلا چرا راه دور بریم این دكمه استارت ویندوز هم خودش یك كنترله، مگه وقتی روش میرین و با ماوس كلیك میكنید اول فرو نمیره بعد میاد بالا، خوب مثل یك دكمه واقعیه دیگه.
اگه تاحالا با برنامههایی مثل برنامه نقاشی ویندوز (Paint) كار كرده باشید حتما میدونید كه با اینا چهجوری میشه كار كرد، اولش باید با ماوس روی اون گزینهای كه میخواین كلیك كنید بعد وسط فرمتون دوباره كلیك كنید و بكشید تا اون كنترل وسط فرم به اندازهای كه كشیدید درست بشه.
2- Form: این قسمت رو میگن فرم، به خاطره اینه كه میشه مثل فرمهای كاغذی توش رو پر كرد از آت و آشغال. در اصل یك صفحه خالیه كه وقتی برنامهای كه نوشتید رو اجرا میكنید مثل اجل معلقی میپره وسط صفحه و اون بیچارهای كه میخواد با برنامه شما كار كنه باید با اون سر و كله بزنه. بابا اینقدر سخت نیست ها همین ویژوال بیسیك بدبخت كه الان بازه و دارید میبینید، خودش یك فرمه كه توش چند تا كنترل انداختن به همین سادگی.
3- Project Explorer: كارش نشون دادن فرمها و فایلهای اضافهایه كه برنامه شما ممكنه داشته باشه، تو این قسمت فقط دوتا دكمه هست كه خیلی مهمه، اونایی كه گوشه بالا سمت چپ قرار گرفته. این یكی
رو وقتی كه دارین روی فرم طراحی میكنید و میخواین برین تو قسمت كد نویسی باید بزنید، و این یكی
رو وقتی كه تو قسمت كد هستید و میخواین بیاین روی فرم تا بتونید دوباره طراحی كنید.
4- Properties: این كادر مثل قوطی عطار هاست، همه چی توش پیدا میشه. بگی دلم درد میكنه بهت گل گاوزبون میده، بگی میخوام لاغر شم بازم گل گاوزبون میده، بگی سرطان ابرو دارم بازم گل گاوزبون رو بهتون قالب میكنند. اینجا تنظیمات هر كنترلی رو كه توی فرم قرار داشه باشه و روش كلیك كرده باشین نشونتون میده. اگه روی یه جای خالی خود فرم هم كلیك كنید، میتونید تنظیمات خود فرم رو تغییر بدین. مثلا میشه Caption یك فرم رو عوض كرد تا نوشته بالای فرم عوض بشه، یا میشه رنگ زمینه و نوع فونت و از این جور چیزا رو اینجا تنظیم كرد. در موردش بعدا كلی حرف میزنیم.
5- ToolTip: این كوچولو خیلی بدرد بخوره، روی هر چیزی توی قسمت Properties (در قسمت 4 توضیح دادمش) كلیك كنین، فوری یكی دو خطی درموردش اطلاعات كمكی مینویسه كه اصلا این چی هست و چیكار میكنه.
6- Form Layout: این یكی كاملا نشون میده داره چیكار میكنه، اون مستطیل وسط مانیتور، جایی رو نشون میده كه وقتی فرمتون اجرا بشه اونجا قرار میگیره. میتونین مستطیل وسطی رو بگیرین و بكشین اینور و اونور، تا جای فرم تغییر كنه. فقط یادتون باشه از مانیتور بیرون نبرینش چون وقتی اجرا بشه دیگه چیزی نمیبینین.
تهیه ویژوال بیسیك
فرض بر اینه كه باید از یك جایی - كه راستش رو بخواین نباید غیر قانونی باشه - برنامه ویژوال بیسیك رو داشته باشید. البته خودمونیم فكر نمیكنم حتی یك نسخه خریداری شده از مایكروسافت در ایران یافت بشه. حتی اگه كل بازار رو بگردید نمیتونید یك نفر رو گیر بیارید كه ادعا كنه میتونه نسخه اصل به شما بفروشه اگر هم چنین حرفی زد كاملا داره خالی میبنده یا شما رو یك كم ... گیر آورده.
فكر كنم تمام نسخههایی كه تو ایران یافت میشه از یك جایی مثل چین یا مالزی اومده، تازه اون هم نسخه قفل شكسته است.
ولی فكر نكنید فرقی میكنهها، اگه كلی پول بدین نسخه اصلیش رو بخرید فقط یه حسن داره و اون اینه كه اگه یه وقت در موقص نصب یا كار مشكلی داشتید میتونید زنگ بزنید ماكروسافت و از گروه خدمات پشتیبانی ماكروسافت كمك بخواین.
ما نسخه 6 ویژوال بیسیك رو نصب میكنیم. این نسخه رو توی بازار میتونید در یك سیدی بخرید كه در مجموعه كاملی به نام Visual Studio 98 یافت میشود.

شكل 2-1
ویژوال بیسیك را میتوانید در مجموعه ویژوال استودیو پیدا كنید.
مجموعه Visual Studio یك سری برنامه داره مثل فاكس پرو و ویژوال سی و ویژوال بیسیك كه ما فقط ویژوال بیسیك اون رو میخوایم.
این رو هم از قبل بدونید كه این مجموعه ناقصه. یعنی فایلهای راهنما (Help) در این مجموعه وجود نداره. اگه این مجموعه رو بخواین باید دوباره برین بازار و مجموعه MSDN رو بگیرید. (این مجموعه كل كتابخانه راهنمای برنامهنویسان ماكروسافته كه توی بازار ایران در بستههای 4 سیدی تا 8 سیدی دیده شده.)
ولی من توصیه نمیكنم چون هم باید كلی پول بالاش بدین هم اینكه اگه دارین این نوشتهها رو میخونید یعنی كه به اینترنت دسترسی دارین و میتونید كلی مثال آماده و راهنماهای عالی توی اینترنت پیدا كنید.
یك راه سادهتر هم داره. از یكی از دوستاتون كه ویژوال بیسیك رو داره بگیرین نصب كنید و بعد پسش بدید. توی اكثر سیدیهای مجموعه برنامه كه فروخته میشه هم یك ویژوال بیسیك كوچولو یافت همیشود كه اون هم خوبه اگه نصب كنید كفایت امر میكند.
نصب آغاز شد.
با قرار دادن سیدی درون دستگاه و یا دو بار كلیك كردن بر روی آیكون برنامه نصب ویژوال استودیو برنامه نصب ظاهر میشود.
مراحل نصب تقریبا سر راست و مشخصه
1- بعد از شروع نصب و یكی دو مرحله فشار دادن دكمه Next و قبول كردن مفاد قرارداد ماكروسافت (I Accept the agreement) و وارد كردن شماره سریال از شما نوع نصب پرسیده میشود. در این مرحله نصب اختصاصی (Custom) را انتخاب كرده و دكمه Next را فشار دهید.

شكل 2-2
گزینه نصب اختصاصی (Custom) را انتخاب كنید.
2- پس از چند مرحله به صفحهای وارد میشوید كه گزینههای نصب را میتوان انتخاب نمود. در این صفحه تنها مواردی كه لازم است انتخاب باشد عبارتند از: Visual Basic Data Access Tools
دقت كنید كه گزینه Tools بطور كامل نصب گردد. (اگر گزینهای بصورت خاكستری باشد به معنی نصب بخشی از آن و اگر سفید و علامت خورده باشد به معنی نصب كامل میباشد. در این بخش با یكبار برداشتن تیك كنار Tools و دوباره قرار دادن آن Tools بطور كامل نصب میگردد.)

شكل 2-3
گزینههای مورد نیاز (Visual Basic Data Access Tools)
3- پس از چند لحظه صبر برنامه نصب به پایان رسیده و ممكن است از شما برای شروع مجدد ویندوز سوال كند كه بهتر است قبل از هر كاری ویندوز را ریست كرد.

شكل 2-4
پس از چند لحظه صبر ویژوال بیسیك نصب میشود.
ویژوال بیسیك نصب شده است.
آخرین نكته هم اینكه اگر در موقع نصب از شما در مورد نصب Visual Source Safe سوال كرد حتما نصب نكنیدش، كلا چیز بیخودیه.
شروع به كار
در قسمت بعد شروع به برنامهنویسی با ویژوال بیسیك میكنیم.
اول از همه این رو بگم كه اگه شما هم مثل من هستید و از مقدمه خوشتون نمیاد میتونید یك راست برین به قسمتهای اصلی بحث وگرنه میتونید مطلب رو بخونید.
اصلا ویژوال بیسیك چی هست؟
ویژوال بیسیك یك محیط برنامهنویسی است كه شركت Microsoft اون رو طراحی كرده. كارش هم درست كردن برنامه برای ویندوز است. مثلا فرض كنید برنامههایی مثل Notepad و یا MediaPlayer یا همون برنامه قدیمی Xing كه فیلم پخش میكنه رو میشه با این زبون درست كرد. خیلی هم ساده و راحت.

شكل 1-1
محیط برنامهنویسی ویژوال بیسیك.
همانطور كه میبینید، مثل یك برنامه نقاشی میتوان دكمهها و كادرهای متن و غیره را روی فرم برنامه طراحی كرد.
اولش ماكروسافت اومد یك محیط درست كرد به نام كیو بیسیك QBASIC كه میشد برنامههای سریع و ساده رو تحت DOS یا داس نوشت و اجرا كرد. (داس همون محیط سیاه رنگیه كه خیلیها موقع نصب ویندوز دیدن كه اولین سیستم عاملی بود كه ماكروسافت تولید كرد و كارش این بود كه بشه یك سری دستور ساده برای كنترل كردن هارد دیسكها و فلاپی دیسكها و بقیه سختافزار وارد كرد و خود سیستم عامل اون كارها رو انجام بده).
بعد دید مثل اینكه زبون خیلی سادهای درست شده و خیلیها اون رو یاد گرفتن اومد برای زبون كیو بیسیك داس یك محیط شبه گرافیكی درست كرد و اسمش رو گذاشت ویژوال بیسیك یعنی بیسیكی كه قابل دیدنه یا بقولی بصری است. این زبون مثل اینكه خیلی مشتری نداشت چون اون زمان ماكروسافت داشت روی ویندوز كار میكرد. وقتی ویندوز به بازار اومد ماكروسافت هم این زبون برنامه نویسی رو به ویندوز منتقل كرد. (یعنی امكاناتش رو جوری تنظیم كرد كه بشه باهاش برنامههایی برای ویندوز نوشت نه داس)
چرا ما میخواهیم از این زبون استفاده كنیم؟
خوب چون راحت میشه یاد گرفتش و خیلی امكانات داره.
ممكنه خیلیها بگن چرا از زبونهای دیگهای مثل ویژوال سی یا اسمبلی استفاده نمیكنید. (ویژوال سی یا Visual C و اسمبلی یا Assembly اسم دو تا زبونه برنامهنویسیه كه خیلی پر قدرت هستند و همه كاری میشه با اونها كرد.)
خوب ما هم برای خودمون یك سری دلیل داریم. ببینید منطقی میگم یا نه. اگه به نظرتون منطقی رسید كه هیچ، بقیه مطلب نوش جونتون، ولی اگه دیدین منطقی نیست دنباله مطالب رو نخونید و آتش بزنید. (شوخی كردمها یه وقت نیاین مانیتور رو آتیش بزنید)
ما كه نمیخواهیم تمام وقت شب و روزمون رو بزاریم یك زبون برنامهنویسی یاد بگیریم تازه معلوم نیست اصلا به دردمون بخوره یا نه؟ پس چرا وقت زیادی صرف این كار بكنیم. زبونهایی مثل ویژوال سی، درسته كه خیلی قوی هستند ولی برای یك كار كوچیك باید كلی برنامهنوشت. در صورتی كه همون كارها توی بیسیك با یكی دو خط برنامهنویسی انجام شدنیه.
تازه اگه شما ویژوال بیسیك یاد بگیرین میتونید این زبون رو در كارهای دیگهای هم استفاده كنید. مثلا ماكروسافت توی تمام محصولاتش از این زبون استفاده میكنه (مثل ورد و فرانت پیج، Word & FrontPage). بعدشم میشه برای برنامهنویسی صفحات اینترنت از یك نسخه خلاصهشده این زبون به نام ویبی اسكریپت (VB-Script) استفاده كرد. اگه بخواین حرفهای تر كار كنید میتونید برنامهنویسی سرورها (ASP) رو با كمك ویژوال بیسیك انجام بدین.

شكل 1-2
نمونه یك برنامه ساده، طراحی شده در ویژوال بیسیك
شروع نصب.
وقتی برنامه نصب ویژوال استودیو رو اجرا میكنید كلی تنظیمات داره ولی فقط یك سری اونها به درد ما میخوره. در قسمت بعد مراحل نصب رو توضیح میدهم.